
كنگره 60 ، یکی از سازمان های مردم نهاد در حوزه اعتیاد و مواد مخدر است که در زمینه کاهش آسیب های ناشی از مصرف مواد مخدر و اعتیاد ، به صورت رایگان و در سطح ملی فعالیت می کند . محورهای عمده فعالیت کنگره 60 ، آموزش ، پیشگیری ، مهار و راهنمایی رایگان درمان اعتیاد است . کنگره 60 در سال 1378 توسط آقای مهندس حسین دژاکام ، پایه گذاری و تأسیس شده است . اعم فعالیت این وبلاگ اختصاص دارد به انعکاس و اطلاع رسانی در مورد فعالیتهای اعضای لژیون آقای ( محسن زهرایی ) ، از کمک راهنمایان نمایندگی درکه کنگره 60 !
بازدیدهای دیروز سایت : نفر
كل بازدیدهای سایت : نفر
بازدید این ماه سایت : نفر
بازدید ماه قبل سایت : نفر
تعداد نویسندگان سایت : عدد
كل مطالب ارسال شده: عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
----------------------------------------------------
Create your flash banner free online
----------------------------------------------
Create your flash banner free online
-----------------------------------------------
----------------------------------------------
----------------------------------------------
----------------------------------------------------------------------
به نام یزدان پاک
قوانین کنگره 60 یک خرد جهانی است و ایمان داشتن به کنگره رمز موفقیت می باشد .
استاد در ابتدا فرمودند : هر بلایی سر ما انسان ها میاید از جهل و نادانی و ناآگاهی می باشد و آنچه از بلای آسمانی بدتر است نافرمانی است و در اینجا اولین مرتبه دانایی علم الیقین است ، گاهی اوقات ما می شنویم و می بینیم می گویند : فلان کار را نکن ولی باز ما آن کار را انجام می دهیم ، بدترین شکلی که از آن متضرر می شویم اینست که فکر کنیم درست زندگی کردن چیزی است که ما آن را نمی فهمیم و این خاص عرفا و علما بوده و یا هست و ما به آن درجه نرسیده ایم . به نظر من روش درست زندگی کردن یعنی حفظ تعادل ، نظم ، داشتن خواست قوی و گوش کردن به فرامین است و من معتقدم فرامینی که ما در کنگره می گوییم پیرو خرد جهانی می باشد و هر کسی با هر تفکر و مذهبی آنرا قبول دارد . مثل : دروغ نگفتن ، تجاوز نکردن به حق دیگران ، بی نظمی و ... و اگر بخواهیم آرامش و امنیت را در زندگی احساس کنیم باید به این فرامین جامع عمل بپوشانیم و در ادامه هر بدبختی بر سر ما می آید به علت رعایت نکردن فرامین می باشد و آن هم زیر سر خمر و مواد مخدر است . مفهوم عمیق کلامی اش یعنی هر چیزی که بر روی حواس انسان اختلال ایجاد کند و بر روی شعور انسان پرده و حجاب بکشد خمر است و در این مواقع است که انسان نه می تواند بخندد و نه می تواند گریه کند و نه می تواند محبت داشته باشد و همین طور نمی تواند احساس خود را بروز دهد و به معنای واقعی ، آرامش در زندگی وجود ندارد و اینجاست که یک رهجو وقتی وارد کنگره می شود ، راهنما انتخاب می کند ، در واقع رهجو خود را به دست راهنما می سپارد . تا راهنما او را به تعادل برساند . کار ما در کنگره بر مبنای اصل پذیرفته شده کمک فرد رها شده به فرد در حال مصرف می باشد و در ادامه استاد تاکید فرمودند : در کنگره درمانگر خود شخص است و راهنما فقط راه درست را نشان می دهد . راهنما و کمک راهنمایی در کنگره 60 یک جایگاه بسیار ویژه و بسیار ارزشمند دارد . همچنین رهجو هم کار بسیار دشواری پیش رو دارد . رهجو یعنی اینکه من بدی ها و خطاها و ضد ارزش ها را که در درونم هست را پذیرفته ام و می خواهم به سمت ارزش ها حرکت کنم . استاد در این رابطه فرمودند : یک بنده ای که از مسیر تاریکی ها به سمت روشنایی ها حرکت کند تمام ملائک و فرشتگان به او کمک خواهند کرد و یک رهجو باید به کنگره و راهنمای خود ایمان داشته باشد و آنهم یک ایمان واقعی .
نویسنده دبیر لژیون : مسافر سجاد
طبقه بندی: دستورجلسات،
به نام ایزد منان
بی صبری در راه موفقیت مانع بزرگی محسوب میگردد .
استاد در ابتدا چنین فرمودند:در جهان هستی تمام ذرات بدلیل موجودیتی که در درون خود دارند و شرایط خاص فیزیکی شان زمان را سپری می کنند و هر پدیده ای در هستی یک نقطه تحملی دارد و آن یعنی توانایی انجام عمل ،مثلا اگر با پتکی روی یک قطعه سنگ بکوبیم ،سنگ خورد می شود و این یعنی بیش از نقطه تحمل سنگ بر آن نیرو وارد آورده ایم. انسان هم موجودی است مانند تمام موجودات هستی پس دارای نقطه تحمل می باشد .
وقتی صحبت از عدالت می کنیم موضوع حایز اهمیت اینجاست که ما نقطه تحمل آن را رعایت می کنیم و وقتی می گوییم عدالت در تمام هستی جاری هست یعنی تمام اجزا آن پیوسته در حال میزان کردن ترازوی خویش می باشند و در مورد انسان یک موضوع حایز اهمیت وجود دارد و آن اینست که انسان پیوسته در حال تغییر است و هر کدام از اجزا و اعمال ما در زندگی پیوسته به سمت تعادل در حرکت اند . انسانی که مواد مخدر استفاده نمی کند ، خود به خود در تعادل است ولی انسانی که مواد مخدر استفاده می کند در واقع خود را از تعادل خارج نموده است و مانند استخری است که دارای آب زلال و صاف و شفافی است که ما آن را با آلوده کردن از تعادل خارج نموده ایم در نتیجه غیر قابل استفاده گردیده است .
به راستی ما در کنگره چه کار عظیمی انجام می دهیم ، در حقیقت همۀ افکار و تمام سیستم بیوشیمی ما با شاهکار DST در کنگره تا جایی پیش می رود که برای همه وقت و همه حال خود را در تعادل نگه می دارد و این یعنی انجام عمل سالم با هر شرایط مکانی و زمانی . وادی نهم اشارۀ بیشتری به انسان و در درجۀ به جسم انسان دارد و به طور کلی اگر نیرویی از کم شروع شود و به درجۀ بالا و بالاتری برسد ، نقطۀ تحمل پیدا می کند . که انسان توانایی این را دارد که نقطۀ تحمل بدن خود را افزایش دهد البته زمان در اینجا آیتم اصلی می باشد . زیرا هر موجودیتی که در جهان هستی وجود دارد شامل یک بستر زمان یک بستر مکان و یک بستر فضا می باشد .
در مقولۀ اعتیاد ما برای اینکه بتوانیم درمان شویم باید نقطۀ تحمل خود را افزایش دهیم و این امر با بستر زمان و تکرار و پیدا کردن دانش ، چگونگی انجام آن صورت می پذیرد . البته در این رابطه می توان گفت شجاعت هم لازم است . و نباید ناامید شویم . زیرا (انسان اگر از سختی ها عبور نماید به هر چیزی دست می یابد ).
استاد در خاتمه فرمودند : ما هر چه در کنگره آموزش می دهیم و یا می گیریم برای این می باشد که بتوانیم بر ترس خود غلبه نماییم و با تفکر و تعقل در مسیر انجام عمل سالم حرکت نماییم .
نویسنده : دبیر لژیون
مسافر : سجاد
طبقه بندی: دستورجلسات،
به نام یزدان
استاد در ابتدا چنین فرمودند : در کنگرۀ 60 این 14 وادی 14 فصل از کتاب است و من معتقدم این مجموعه ، آفرینش خلقت است . در درون هر کدام از وادی ها مفاهیم حیرت انگیزی نهفته است و اگر کسی بطور نسبی فهم متعادلی از این وادی ها داشته باشد من می گویم آن شخص بیمه شده است .
در وادی نهم خیلی از مطالب عنوان شده و چند نکتۀ کلیدی و اساسی بیان شده است . مثلاً پیام اول وادی که سردار می فرماید : پیام برای کسانی که به دنیایی تازه قدم نهاده اند و به خویش خویشتن توجه می نمایند . بر شما واجب و ضروری است که از سخن به نقطه عمل حرکت بنمایید و بر زمین و سماء توجه کنید . با اندیشه ژرف خود به رحمت ماوراء ایمان راسخ داشته باشید و بدانید که پاداش شما دست همیاری شما را خواهد داد . آنگاه بذر نیکو بکار و یا تخم و دانه با ارزش . هم قوت کافی و هم سایبان هایتان برافراشته خواهد شد . من می گویم هر آن چه که در کنگره گفته می شود در این یک پیام نهفته است . سپس استاد در ادامه چنین بیان کردند . ما در کنگره می گوییم روح مکانیزمی است که دانایی ما را نامحدود می کند و بحث ریشه ای آن در این است که وقتی ما بررسی می کنیم می بینیم که تمام پدیده گان هستی ، نباتات ، جمادات و حیوانات درجه درک و فهمشان و حیطۀ دانششان کاملاً محدود شده می باشد . در صورتیکه در هسته ، مکانیزم داخلی بی نهایت می باشد ولی فهم و درک انسان را ندارند و در انسان وقتی که نفس به میانه رسید تازه آنجا به او الهام فجور و تقوا می شود و روح آنجا معنا پیدا می کند و ما باید تشخیص بدهیم که در درون خودمان در کجای کاریم . در اینجا مسئله اصلی و اساسی که در برخی از مثلث های کنگره گفته می شود قدر و اندازۀ ما می باشد . و این همان چیزی است که در قدم اول براساس پیشینه دانایی و عملکرد ما می باشد .
در ادامه استاد فرمودند : کسانی که بیرون از کنگره هنوز درگیر مصرف مواد و ضد ارزش هستند در حال کسب انرژی از راه نادرست می باشند و یا به بیانی دیگر از مسیر ضد ارزشها کسب انرژی می نمایند و تا سقف آن انرژی به جایی نرسد که فرمان پذیر بشوند ما می گوییم آن شخص قدرش پر نشده و یا وقتش نرسیده است که از ضد ارزش ها دوری کند و افرادی که به کنگره راه پیدا می کنند قدرشان پر شده است و استاد در آخر اشاره فرمودند : خورشید به همه به طور یکسان می تابد و هر کسی در درون خودش دریچه ای دارد و به اندازۀ آن دریچه می تواند کسب انرژی نماید . ما بر اساس پیشینۀ داناییمان با هم برابر نیستیم و توانایی هر فرد به میزان قدر و اندازۀ او می باشد .
نویسنده : دبیر لژیون
مسافر : سجاد
طبقه بندی: دستورجلسات،
به نام یزدان
یکی از توانایی های استاد بینش عمیق اوست که بتواند مفاهیم امور را در جای مناسب به شاگردانش بیان نماید که بیشترین استفاده را از آن ببرند .دلیل اینکه دانش کنگره دانش کار بردی است شاید بدین سبب باشد که بیان حقایق در قالب نیاز و خواسته های ما مطرح میگردد و تاثیر بسزایی نیز دارد . دانش جاری در کنگره برای هر فردی قابل درک و دسترسی میباشد البته برای شخصی که در مسیر کنگره قرار دارد و ارتقاءاعضا در کنگره بدین جهت است که بطورعملی با این مفاهیم مانوس گشته اند.
از دید گاه فلاسفه و عرفا رمز و راز با هم متفاوت است،اساسا راز عبارت است از صورت پنهان مفاهیم ، حقایق وگاهی هم واقعیات زیرا حقیقت هرگز قابل رویت نیست چرا که ماهیت حقیقت کل دست نیافتنی است و چیزی که ما می بینیم بروز و تجلی آن است. بعنوان مثال به ماهیت صفات نیز نمی توان وارد گشت و ما تنها نمود و بروز آن را مشاهده می نماییم . راز آلوده بودن جهان مربوط به اینست که ماهیت حقیقت لمس کردنی نیست و تنها قابل درک با 5 حس ظاهر است حال رمز چه تفاوتی با راز دارد ؟ پاسخ اینست که رمز مانند روش تحقیق است و روش چگونه رسیدن به رازی که پشت پرده قرار دارد . حقیقت خود یک راز است و چگونگی رسیدن به آن برای درک و فهم حقیقت رمز می باشد . راجع به کلمۀ کشف هزاران تعریف موجود است که وادی اول بهترین نماد برای فهم کشف است . همه چیز برای خلق کردن و کشف کردن نیاز به تفکر دارد . کشف عبارت است از هم خلق کردن و هم پیدا کردن البته خلق وجود ندارد چون همه چیز خلق شده اما گاهی مراتب توانایی در تفکر و تعقل انسان آنقدر قوی است که گویی خود خالق آن بوده است . بطور مثال ما می گوییم مهندس دژاکام خالق روش درمان DST است اما این روش تدریجی در کل کائنات موجود است و مهندس تنها آنرا کشف و به اجرا درآورده است . اگر تعریفی را از دل تعریف دیگر برای فهم بهتر آن استخراج نمایاگر مسائل را در بدو امر حل ننماییم این یک زنجیر ، تبدیل به غل و زنجیرهای متعدد می گردد . در همۀ عرصه های حیات نیز این موضوع صادق است . اگر در مسیر درست حرکت نماییم ، زمینه های دیگر خود به خود تغییر خواهند یافت . اما صرف اینکه بگویید من آنرا عوض می کنم ، امکان نخواهد داشت . می باید خود را اصلاح نمود تا دیگر ، آنها مشکل ساز نباشند . ما به دنبال این هستیم که دانش و تجربه کسب نماییم و بدون تفکر عمل نکنیم تا با دست خود زنجیر به دست و پای خویش نبندیم . بالاترین نقطه رسیدن به آرامش است که با درک و شناخت محقق می شود .
شاید عمر آدمی آنقدر نباشد که بتوان تمام دانشها ، رشته ها و تخصصها را آموخت اما قوانین پایه که هستی بر آن در دوران است ، در تمام آنها مشترک است .
در بخش بعدی استاد ادامه دادند که یکی از قوی ترین منابع انرژی در هستی مربوط به تصاویر می باشد . تصاویر شاید پنهانی ترین صورت آشکار زندگی خاکی است . اگر موجودیت ما در سرای خاک وجود نداشت ، ما تصویر را بدین شکل نداشتیم . ذهن یا آرشیو جایی است که تصویرها در آن شکل می گیرد . بنابراین منبع بسیار عظیمی در تصویر نهفته است . یک مصرف کننده مانند یک غول یخی است که رفته رفته در طول مسیر درمان ، ویژگیها و صفات نامناسب در او ذوب می گردد و توانایی هایش کم کم بروز می نماید ولی بایست با تفکر صحیح آنرا در جهت مناسب هدایت نماید و از آن بهرۀ نیکو ببرد . اولین سؤال در هنگام دشواریها ، جرقۀ تفکر ماست و شکافندۀ پوسته درک و فهم ما . اگر خود موضوعی را تجربه نموده باشید ، کلام شما نیز در آن مورد تأثیر بیشتری خواهد گذاشت .
سپس استاد این گونه ادامه دادند : اگر مسائل را در بدو امر حل ننماییم این یک زنجیر ، تبدیل به غل و زنجیرهای متعدد می گردد . در همۀ عرصه های حیات نیز این موضوع صادق است . اگر در مسیر درست حرکت نماییم ، زمینه های دیگر خود به خود تغییر خواهند یافت . اما صرف اینکه بگویید من آنرا عوض می کنم ، امکان نخواهد داشت . می باید خود را اصلاح نمود تا دیگر ، آنها مشکل ساز نباشند . ما به دنبال این هستیم که دانش و تجربه کسب نماییم و بدون تفکر عمل نکنیم تا با دست خود زنجیر به دست و پای خویش نبندیم . بالاترین نقطه رسیدن به آرامش است که با درک و شناخت محقق می شود .
شاید عمر آدمی آنقدر نباشد که بتوان تمام دانشها ، رشته ها و تخصصها را آموخت اما قوانین پایه که هستی بر آن در دوران است ، در تمام آنها مشترک است .
در بخش بعدی استاد ادامه دادند که یکی از قوی ترین منابع انرژی در هستی مربوط به تصاویر می باشد . تصاویر شاید پنهانی ترین صورت آشکار زندگی خاکی است . اگر موجودیت ما در سرای خاک وجود نداشت ، ما تصویر را بدین شکل نداشتیم . ذهن یا آرشیو جایی است که تصویرها در آن شکل می گیرد . بنابراین منبع بسیار عظیمی در تصویر نهفته است . یک مصرف کننده مانند یک غول یخی است که رفته رفته در طول مسیر درمان ، ویژگیها و صفات نامناسب در او ذوب می گردد و توانایی هایش کم کم بروز می نماید ولی بایست با تفکر صحیح آنرا در جهت مناسب هدایت نماید و از آن بهرۀ نیکو ببرد . اولین سؤال در هنگام دشواریها ، جرقۀ تفکر ماست و شکافندۀ پوسته درک و فهم ما . اگر خود موضوعی را تجربه نموده باشید ، کلام شما نیز در آن مورد تأثیر بیشتری خواهد گذاشت .
نویسنده : دبیر لژیون
مسافر : فریدون
به هرزه بی می و معشوق عمر می گذرد بطالتم بس از امروز کار خواهم کرد
شاید هزاران بار از سماء به سرای خاک بازگشتم تا بتوانم ارتقاء و تزکیه یابم و به جایی رجعت کنم که از آنجا انشعاب یافته ام ، اما افسوس که تاریکیهای درونم بسیار و خواست و نیروی من اندک بود . اما امروز بدست پرتوان فرمانده و نگاهبانی آسمانی ، محکمترین بندی که خود بر دست و پایم بسته بودم ، گسست و بند محبت و پیمانی نیک بر لوح وجودم بسته شد ، سپاس ، ایزد را ، فرمانداران ، نگاهبانان و نفوس نیک او را .
و حال دیگر گذشتۀ من گذشت ... حتی می توان گفت درگذشت و من برایش ماهها و روزها سوگواری و سکوت کردم .. خاطراتم را زیر و رو کردم و ای کاشهای فراوان گفتم . ولی دیگر بس است . من به شروعی دیگر می اندیشم و شروع زندگی دیگر و حس ناب تازه شدن .
و در آخر خدمت و محبت ، این دو لذت شریف را آفریدگار مهر ، گوهر نهاد آدمی شناخته است ، رهرویی شنید و گفت کار عاشقان پاکباخته است . گفتم : ای رفیق راه ، یک نگاه مهربان که از تو ساخته است !
طبقه بندی: مشارکت اعضاء،
به نام یزدان
کشف حقیقت ، سفری است دشوار . راه درازی در پیش است . به تهی سازی عمیق ذهن نیازمندی ! پالایش تمام و کمال دل را می طلبد !
استاد تشبیه بسیار زیبایی برای سفر اول عنوان کردند که در اینجا آن را با ذکر مثال بیان می کنیم : ایشان فرمودند سفر اول همانند پاگرفتن و شکل گرفتن جنین می باشد . در گذشته بودند بزرگانی که هنگامیکه نیت بچه دار شدن داشتند . مثلاً تا صد روز قبل از آن که قرار بود همبستر شوند از یک سری اعمال امتناع می ورزیدند . این در رابطه با دو طرف صادق است و حتی در اصل برای خانم ها الزامی تر می باشد زیرا بدن زن محل رشد جنین است . ما در اطراف خود دیده ایم زوجهایی که بچه های ناقص و معیوب به دنیا آوردند و علت آن به خاطر اعمال و رفتار والدین قبل از بسته شده نطفه بوده است . مثلاً کسی که الکل مصرف کرده است و نزدیکی می نماید ، الکلی که در بدنش وجود دارد تأثیر مخرب بر جنین دارد . یا برای مثال مادری که در اوج افسردگی و درحالی که داروی افسردگی مصرف می کند بچه دار شود جنین هم دچار مشکل می شود و حتی در این شرایط حتی با تمام تلاش پزشکان و همچنان پرداخت هزینه های گزاف هیچ ضمانتی برای زنده ماندن آن جنین نیست و این اشتباه بزرگ چیزی جز یک عمر پشیمانی و عذاب وجدان به همراه ندارد . استاد در ادامه چنین فرمودند : هر فرد بیمار قبل از ورود به کنگره به علت ناآگاهی اشتباهات زیادی داشته و اغلب هر کاری انجام داده ایم و همه چیز را تست کرده ایم . بعضی ها انواع و اقسام مواد بوده و بعضی ها مدتی مشروب بوده و بعد با تریاک مخلوط شده و یا هر دو با هم . من در اینجا جنین نوزاد را مثال زدم تا حساسیت موضوع روشن شود . یک مسافر سفر اول همانند همان جنین است . در وجدان خودش ، در درون خودش ، دوران شکل گرفتن جنین 9 ماه است و سفر اول یک بیمار تقریباً 11 ماه است . یک سفر اولی 11 ماه باردار است . او باردار سلامتی و تندرستی است یعنی این بار را باید در پایان 11 ماه درست به زمین بگذارد در غیر این صورت مانند جنینی که دارای مشکل میباشد پس از بدنیا آمدن تا آخر عمرش فلج یا عقب افتاده می باشد و برای همین است که این موضوع فوق العاده حائز اهمیت است . کنگره و این دفاتر و آموزش ها و غیره برای این است که این سفر 11 ماه را به بهترین نحو سپری کنیم .
چرا ما باور نداریم ؟ وقتی که ما حساب و کتاب می کنیم متوجه می شویم که هر کدام از ما سالهای متوالی درگیر مصرف انواع و اقسام مواد بودیم . آنهم درگیری به معنای واقعی ! ما سالها در بی نظمی و بی انضباطی بسر بردیم . حالا می خواهیم با سپری نمودن11 ماه درمان گردیم و مثل یک آدم سالم زندگی کنیم که این وظیفه و کار ماست که این 11 ماه را با صبر و تلاش و آگاهی پشت سر بگذاریم . این را هم بدانید تمامی مسیر سفر اول ممکن است سراسر پر خطر باشد ولی در کنگره برای همه چیز مثل خواب ، خوراک ، مسائل جنسی و غیره مطلب و راهنمایی وجود دارد . طبق گفتۀ استاد عزیز ، مسافر سفر اول همانند یک کلید ساز است و همۀ کلیدها را برای بازکردن همۀ قفل ها در اختیار دارد اما باید بتواند و آگاهی این را داشته باشد که از هر کدام در زمان خودش استفاده نماید . در کنگره همه نوع کلیدی به ما می دهند و آگاهی و راه باز کردن قفل ها را می گویند . ما برای این که یک مطلبی را بفهمیم باید یک قدم از آن مطلب جلوتر باشیم . وقتی شما یک مطلب را می پذیرید بدانید که دانایی آن درون شما وجود دارد برای همین آن مطلب را می پذیرید . ولی اگر در درون شما دانایی آن مطلب وجود نداشته باشد شما آن را پذیرا نخواهید بود . در کنگره یک مسافر خودش درمانگر است . مسائلی که هر مسافر در طول سفر اول با آن مواجه می شود زیاد است . مانند مسئله کار کردن ، مسئله جنسی ، مسئله ارتباط برقرار کرده بیرون از کنگره ، مسئله بی نظمی در تمام خطوط زندگی ، بی نظمی در کار ، خواب ، خوراک ، ...
برای حل این مسائل کلیدها هستند که کار را راحت می کنند ولی اگر نخواهی انجام بدهی دقیقاً مثل قفلی است که کلید ندارد و تلاش بیهوده است و برمی گردی سر جای اول . این خود شما هستید که باید بدانید گرۀ کار کجاست و آن را با راهنما درمیان بگذارید . ما برای حل کردن این سفر باید سختی های زیادی را به جان بخریم و در هر کاری با راهنما مشورت کنیم و دستورات او را انجام دهیم . ما می بینیم که جهت بهبودی یک سرما خوردگی ساده باید دستورات پزشک معالج را مو به مو که انجام دهیم . حال ما می خواهیم جان تباه شده را زنده کنیم آیا نباید گوش به فرمان راهنما باشیم؟
در سفر اول ایمان داشتن و گوش کردن به دستورات راهنما موثرترین راه برای داشتن سفری درست و مطمئن است . 11 ماه سختی ها را تحمل کنید و بعد آزاد باشید تا بی نهایت . به گفتۀ بزرگان : لذت ترک در ترک لذت است . بعد از به اتمام رساندن سفر اول می توانید از زندگی لذت کامل را ببرید . احساس می کنید روی خودتان تسلط کامل دارید . هیچ انرژی در عالم بالاتر از انرژی اعتماد به نفس نیست و تعریف ما از اعتماد به نفس در کنگره با تعاریف دیگر متفاوت است که خیلی ساده و ظریف می گوید نفس به تو اعتماد دارد .
نویسنده : دبیر لژیون
مسافر: سجاد
طبقه بندی: دستورجلسات،
بنام یزدان پاک
استاد اینگونه فرمودند : عقل انسان ، انسان را از دیگر موجودات متمایز کرده است و آن هم به دلیل اختیار نامتناهی انسان است که این نامتناهی بودن اختیار به خاطر روح انسان می باشد . روح انسان حیطۀ اختیار انسان را نامحدود می کند و تنها موجودی است که از خودش و محیط اطرافش فهم و درک دارد .
عقل پیامبر درون است که عوام به آن وجدان هم می گویند . عقل هرگز اشتباه نمی کند و سنگ سنجش است . مگر اینکه درگیر خواسته های نامعقول شود یا اطلاعات ناکافی یا غلط به آن برسد . نفس هر چیزی آن را تعیین موجودیت می کند و نشانه اش اینست که خواسته دارد . هر چیزی که شامل بخش ظاهری و باطنی است که بخش باطنی همان غریزه میباشد .
غریزه سیستم هوشمند و اتوماتیک در انسان و دیگر مخلوقات است . غریزه ای که در انسان وجود دارد قدرت تأثیرپذیری از هستی را دارد که این سیستم بسیار هوشمند است و در قدم اول مطلقاً در اختیار ما نیست . (مثل یک خبر که به ما می دهند ، از اختیار ما خارج است) در قدم دوم مطلقاً در اختیار ماست .(یعنی عکس العملی که ما در مقابل آن خبر انجام می دهیم در اختیار ماست) برای مثال : گرسنگی در اختیار ما نیست اما خوردن یا نخوردن غذا در اختیار ماست .
استاد در ادامه تعریفی در مورد دانش ارائه دادند : تفکر و اندیشه ای که بر بنیاد قوانین جاری در هستی منجر به کشف یا خلق روش ، پدیده یا سیستمی خاص بشود که نتیجه اش قابل اندازه گیری و آمار باشد ، را دانش می گویند . یک سری قوانین در هستی وجود دارد که ما نمی توانیم از آن خارج شویم . این قوانین به معنای حقیقت است . این حقایق ثابت هستند ، ولی ساکن نیستند . هیچ دانشی در روزگار موجود نمی شود مگر اینکه صاحب این دانش به قوانین موجود در هستی آگاه باشد . در فلسفه می گویند ، هیچ اتفاقی اتفاقی نیست . چون فرمان عقل و اختیار و نفس انسان نامتناهی است . تمامی مخلوقات نفسشان به خواست خالقشان کفایت شده است ولی نفس انسان کفایت نشده است و برای همین خواسته هایش نامحدود است . استاد در ادامه در مورد مثلث درمان اینگونه توضیح دادند : انسان جسم تنها نیست ، یک نیرویی این جسم را به حرکت در می آورد که به آن روح می گویند . امروزه ما به کمک علم پزشکی متوجه شده ایم که جسم انسان تشکیل شده است از یک سری هورمون ها ، در اصل جسم انسان یک مجموعه و یک کارخانۀ تولید کننده می باشد که شامل سیستم ها ی مختلف و حیرت انگیز می باشد . کسی که مواد مصرف می کند تعادل در این سیستم را به هم می زند که در نتیجه از تعادل خارج شدن این سیستم های حیاطی پیرامون خود جهانی مملو از ترس – نگرانی – اضطراب و حقارت را به وجود می آورد . این آیتم ها باعث بهم خوردن تعادل در روان هم می شود . زیرا جسم و روان با رابطۀ مستقیم تابع هم عمل می کنند . و اگر جسم به تعادل برسد روان هم به تعادل خواهد رسید ولی اگر روی ضلع جهان بینی به درستی کار نشود ، این تعادل در جسم و روان ماندگار نخواهد بود . کسانی که جهان بینی درستی ندارند ، معرفت و دانش انجام عمل صالح را نخواهد داشت . در نتیجه عدالت هم برقرار نخواهد شد . جهان بینی به ما کمک می کند به سر منزل کمال برسیم . برای رسیدن به جهان بینی آموزش صحیح لازم است . در نتیجه درمان اعتیاد باید همراه درک – فهم و یک دگرگونی در شناخت و نگاه به پیرامون و جهان هستی همراه باشد . و در آخر کسانی که در سفر اول هستند باید صبر و استقامت داشته باشند .
نویسنده : دبیر لژیون
مسافر : سجاد
طبقه بندی: جهان بینی،
به نام ایزد منان
مطالب در لژیون بر اساس آموزش دیدگی کل لژیون پیش می رود و درجۀ پیش رفتگی آن بر اساس تک تک افراد سنجیده می گردد . به جز اینکه جایگاه یک استاد حائز اهمیت است دانشجویان می باشند که سطح ارتقاء کلاس را بالا یا پایین می برند . هر یک از ما دارای گرفتاری های متعددی می باشیم ، اما چه چیزی باعث بیان نکردن آنها می گردد ، چرا رهجویی که با داروی درمان خود مشکل دارد ، این مهم را با راهنمای خود در میان نمی گذارد ؟ (ناآگاهی- درک نکردن موضوع درمان) . رهجو باید بداند در درجۀ اول ، درمان صد درصد جسمی می باشد و باید جسم در تعادل باشد تا بتواند به درک عمیقی از مطالب پی ببرد . در نتیجه درمانگر خود شخص است و باید مسائل را مطرح نماید .
گاهی ما فکر می کنیم تمام مشکلات ما در سفر اول زیر سر دارویمان می باشد ولی مواردی از قبیل بی خوابی ، نوع تغذیه ، عدم تحرک و یا ورزش ، می تواند سفر ما را دچار مشکلاتی نماید و این حل نمی گردد مگر با راهنمایی خواستن از راهنما و حضور مستمر در کنگره . و اما ممکن است این رهجو را به این فکر بیندازد که این تنها یک کلام از سر بی تجربگی است اما به واقع این طور است که کوهی از تجربه و آموزش دیدگی پشت کلام راهنما نهفته است .
حال شخصی که در یک باغ مانند کنگره است بسیار متفاوت می باشد با شخصی که بیرون کنگره و در هجمۀ افکار منفی است . محیط زندگی ما سرشار از افکار منفی است و تنها می توان در کنگره از آن مصون ماند و به تعادل رسید . استاد در مورد تعادل و بی تعادلی اینچنین بیان نمودند که هر تعریفی ضمن اینکه یک نماد آشکار دارد و یک نماد پنهانی ، یک نماد جزیی و کلی را نیز داراست . یعنی تعادل هم در صورت ظاهر انسان که هم گفتارش است و هم اعمال و کردارش ، می باید این تعادل در درونش نیز باشد و مشخصاً در تفکرات فرد . امکان پذیر نیست که شخص خوش پوش و درست بیان باشد اما در تفکراتش پیوسته در حال فحاشی باشد و این جزء قوانین است .
وقتی فردی در صورت آشکار به تعادل نزدیک می شود ، در اندیشه نیز این تغییر صورت می پذیرد . برای هر فردی سنگ محکی موجود است که بتواند بفهمد که آیا در تعادل است یا نه ؟ و آن افکاری است که به سرش خطور می کند . این افکار منفی و یا شیطانی با لباس مبدل و بسیار زیبا به سراغ ما می آیند که انسان را به حیرت وا دار میکند و جایی برای شک باقی نمیگذارند .
ما بجز افکار جاری ، افکاری را هم داریم که به انسان القاء میشوند . وقتی می گوییم نیروهای منفی وجود دارند آنقدر دلیل واضح برای وجودشان است که نیازی برای اثباتش نمی باشد .
بیرون آمدن از تاریکی اعتیاد و مواد مخدر را نمی توان ساده پنداشت زیرا نیروهای شیطانی نیز همانند نیروهای الهی در بنیاد قوانین مشترک می باشند . بدان معنی که همچنان که نیروهای الهی نمی گذارند اهرم های نیکشان از دستشان بیرون بروند نیروهای منفی نیز تمام تلاش خود را بدین منظور انجام می دهند . نیروهای منفی در گذرگاههای مختلف در کمین می نشینند و با نادانی فرد او را از مسیر درست خارج می نمایند و این مهم دقیقاً از نقاط ضعف تفکر فرد استفاده می گردد . یعنی (از همان جایی که فکر می کنی می دانی ) ( در سفر اول شخص در مصرف داروی خود دچار لغزش می شود و پیش خود می گوید که خودم درستش می کنم ) ، می باید در مسیر کنگره قرار داشت تا با این جریان به هدف رسید . کنگره مانند باغی است که سایۀ درختانش نمی گذارد اشعۀ آفتاب زیانی به ما برساند و علاوه بر آن از میوۀ درختانش نیز می توان استفاده نمود . زمانی که در این باغ نباشیم ، سر از کوره راهی در خواهیم آورد که دیگر شاید نتوان بازگشت .
نویسنده : دبیر لژیون
مسافر فریدون
طبقه بندی: دستورجلسات،


معنای آرامش
پادشاهی جایزه ی بزرگی برای هنرمندی گذاشت که بتواند به بهترین شکل ، آرامش را تصویر کند . نقاشان بسیاری آثار خود را به قصر فرستادند . آن تابلوها ، تصاویری بودند از جنگل به هنگام غروب ، رودهای آرام ، کودکانی که در خاک می دویدند ، رنگین کمان در آسمان و قطرات شبنم برگلبرگ گل سرخ . پادشاه تمام تابلوها را بررسی کرد ، اما سرانجام فقط دو اثر را انتخاب کرد . اولی تصویر دریاچه ی آرامی بود که کوههای عظیم و آسمان آبی را در خود منعکس کرده بود . در جای جایش می شد ابرهای کوچک و سفید را دید و اگر دقیق نگاه می کردند در گوشه ی چپ دریاچه ، خانه ی کوچکی قرار داشت ، پنجره اش باز بود دود از دودکش آن برمی خواست که نشان می داد شام گرمی آماده است . تصویر دوم هم کوهها را نمایش می داد . اما کوهها ناهموار بود ، قله ها تیز و دندانه ای بود . آسمان بالای کوهها بطور بیرحمانه ای تاریک بود و ابرها آبستن آذرخش تگرگ و باران سیل آسا بود . این تابلو هیچ با تابلوهای دیگری که برای مسابقه فرستاده بودند ، هماهنگی نداشت . اما وقتی آدم با دقت به تابلو نگاه می کرد در بریدگی صخره ای شوم ، جوجه ای را می دید . آنجا در میان غرش وحشیانه طوفان ، جوجه گنجشکی ، آرام نشسته بود . پادشاه درباریان را جمع کرد و اعلام کرد که برنده ی جایزه ی بهترین تصویر آرامش ، تابلو دوم است . بعد توضیح داد : آرامش آن چیزی نیست که در مکانی بی سروصدا ، بی مشکل ، بی کار سخت یافت می شود ، چیزی است که می گذارد در میان شرایط سخت ، آرامش در قلب ما حفظ شود . این تنها معنای حقیقی آرامش است .
طبقه بندی: مقالات،
بنام ایزد ستوده صفات
استاد جلسه را با موضوع خدمت و بازیگربودن چنین آغاز نمودند . که اگر قوۀ عقل انسان به درجه ای از تکامل برسد دیگر اهل انجام کار بیهوده نخواهد بود و کار بی ثمر مانند اینست که بذرهای نیک را روی سنگ یا درون آب جاری بریزید . انجام کارهایی که به آن خدمت اطلاق می گردد یک طیف است . بسیار ارزشمند است که انسانها به رهایی برسند اما صرف قطع مواد ، بها دار نخواهد بود . اگر برای فردی هزینۀ معنوی و جانی نمایید و آن فرد از دایرۀ آموزش و خدمت خارج گردد ، بسیار ملامت آور خواهد بود . این هزینه از این جهت گرانبهاست که اندیشیدن و آموزش دادن از نظر صاحبان نظر از انرژی برترین فعالیتها برخوردار می باشد . زیرا ابزار اندیشیدن انرژی جسمانی ما را تحت تأثیر قرار می دهد . ما در کنگره به انصاب و القاب یکدیگر توجهی نداریم و تنها برپایۀ پیوند محبت انجام عمل می نماییم . اگر در ادامه این محبت اسباب تعالی افراد و خدمتگزار شدن آنها شود ، یعنی این پیوند محبت بوده است در غیر این صورت خلاف این مدعا ثابت می گردد . طبق سخنان استاد سردار ما برای رسیدن به تعالی ناچاریم ، مسیری را طی نماییم و این با تفکر آغاز می گردد ، یعنی رفتن و رسیدن و ادامه و ادامه اعجاب می نماید . بدین مفهوم که ما نیستیم که اعجاب می نماییم ، بلکه ادامه دادن در مسیر رو به ارتقا است که شگفتی می آفریند و سّر این حقیقت در همان فرمان عقل یا شو شود است ، یعنی انسان به نقطه ای دست می یابد که فرمان می دهد انجام شو و صورت می پذیرد و توان حل مشکل را می یابد .
اگر در کنگره بودن ما به ادامه ختم نشود چندان مفید نخواهد بود . هر انسانی که به دنبال تفکر درست و انجام عمل سالم و خدمت است باید به جایگاهی برسد که اگر روزی نهالی بیش نبود ، امروز تبدیل به یک درخت تنومند شده باشد و باید برای بدست آوردن این رتبه بسیار هوشیار و جدی عمل نماید .
نویسنده : دبیر لژیون - مسافر فریدون
طبقه بندی: دستورجلسات،
به نام ایزد دانا
ما انسانها به واسطۀ داشتن اختیار از سایر مخلوقات هستی منفک می گردیم ولی این اختیار اگر در حد خواستهای نامعقول یا حیوانی باشد هیچ فرقی با دیگر موجودات نخواهیم داشت . اساساً چیزی که موجب تعالی در انسان است روح است . ما انسانها با سایر اجزاء مخلوقات مشترکیم الا روح ، همۀ موجودات عقل ، نفس ، آرشیو ، حس و اختیار را نیز دارند ولی فاقد روح می باشند . زیرا جنس روح از جنس دانایی است ، وقتی خداوند می فرماید از روح خودم در شما دمیدم بدین معناست که از ماهیت نیکی خود در شما قرار دادم . اما این روح با تمام عظمت و شکوه و فرّش با ارادۀ عقل راهبردی می گردد .
روح مانند مکانیزمی است که ظرف عقل را بی نهایت می نماید . مقولۀ فهم ، در اصل با اضداد بوجود آمد . برای فهم یک سری از مفاهیم صور پنهان بخصوص عقل ، باید آنروی قضیه را نگریست که اگر عقل نبود تکلیف انتخاب و تشخیص ما چه می شد . در خطابۀ اضداد مفاهیمی موجود است که شایان توجه می باشد . اگر اضداد نباشند ، نیکیها پیدا نخواهند کرد .
ماهیت حیات خاکی بدین سبب است که بهنرین بستر می باشد برای اضداد و همینطور آموزش ، بدین دلیل می گوییم تکامل با در جسم بودن صورت می گیرد . عقل با حس عمل می نماید و حس از طریق القا تشخیص می دهد . اگر القا نباشد حس مرده است و این تفاوت فرد زنده است با مرده .
القا یافته ها ، اطلاعات و دانش بطور کلی از طریق پنج حس به معنی آموزش می باشد و باز القا از طریق ، حس ، صوت و نور اتفاق می افتد .
بحث احساس ، دریافت و فهم ، بحث بسیار مفصلی است و دلیل تفصیل آن هم ، ناکران مندی تفکر بشر و نامتناهی بودنش در عدم تشابه است . درست است که ما در مسائلی مشترکیم اما چون درجۀ درکمان با هم یکی نیست هر کدام یک خاصیت جداگانه داریم . بهترین مثال این است که 7 میلیارد انسان در کرۀ خاک زیست می نمایند و DNA آنان از هم منفک می باشد . حال ببینید در مقولۀ صور پنهان چه طور خواهد بود . بنابراین از صورت آشکار می توان استدلال نمود که در صور پنهان این گوناگونی تا چه حد فراتر است .
برای مقولۀ ادراکات در انسان دو بحث داریم . یکی بحث محسوسات است و دیگری معقولات . کاری که قوۀ تفکر انسان در طول تاریخ انجام داده این بوده که برای اینکه بتواند احساسات را قابل درک نماید ، از معقولات کمک گرفته ، عمیق ترین محسوسات با عقل قابل درک و فهم است ، حتی محسوسات در صور پنهان . همۀ جهانها در درون و برون ماست و شما هر الگویی را در جهان هستی بخواهید درکش نمایید ، هم می توانید از بیرون به درون برسید و هم بالعکس . همۀ کشور یا شهر وجودی فرد در اختیار خودش است اگر توانست فرماندهی شهر وجودی را در دست بگیرد ، گویی فرماندهی جهانها را در اختیار دارد .
نیست بر لوح وجودم نیست جز تامت یار چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم
نویسنده : دبیر لژیون - مسافر فریدون
طبقه بندی: دستورجلسات،
به نام نامی محبت
نکتۀ قابل ملاحظه در درمان اعتیاد تفکرات ماست ، هر چه در صور آشکار انسان وجود دارد و قانون بر آن صادق است ، دقیقاً این قائده در صور پنهان نیز مصداقش موجود می باشد . بسیاری از روانپزشکان در مورد بیمار مواد مخدر همان درمانی را انجام میدهند که برای فردی که تفکرات منفی یا نامتعادل دارد .
در سم زدایی (مواد مخدر) اشتباه جاهلانه ایست که بخواهیم این عمل را براساس درمان گزیدگی جانوران انجام دهیم زیرا سم ماده ای را می گویند که پیوستگی مولکولی در آن بقدری زیاد است که تجزیه و تحلیل آن برای بدن دشوار است . زمانیکه این سم وارد بدن می شود ، چون بدن از پس تجزیه و تحلیل آن بر نمی آید ، سیستم بیوشیمیایی دچار اختلال می گردد ، تا جاییکه ممکن است تنفس را قطع کند یا موجب تهوع و کاهش فشار خون گردد و علائم بالینی دیگر .
از سال 1800 به بعد در علم پزشکی ، رنسانسی بوجود آمد که بسیاری از کشفیات پزشکی از این سالها به بعد اتفاق افتاد . از جمله کشف میکروب و شناخت سلول و یا ساخت انسولین و غیره . در این دوره متوجه گردیدند که یک سری مواد را از همین سم استخراج کنند و از آن واکسن تهیه نمایند زیرا این مواد باعث بلوکه کردن گیرنده ها یا سیناپسهای عصبی می گردد . یکی از مهمترین این آنتاگونیسمها ، نالوکسان یا نالتروکسان می باشد . زمانیکه پزشکان مواد مخدر را سم محسوب کردند ، بنابراین مصرف کنندۀ مواد مخدر مسموم تلقی گردید و برای درمان او مواد آنتاگونیسم یا ضد سم تجویز شد . در صورتیکه غافل از چندین نکتۀ مهم بودند ، از جمله اینکه مواد مخدر برای یک مصرف کننده سم به حساب نمی آید بلکه مانند مایۀ حیات عمل می نماید . لذا تعریف سم برای مواد مخدر این مبحث را زیر سؤال خواهد برد .
وقتی سیستم بیوشیمیایی در طول سالها تخریب گردید ، زمان می طلبد که دوباره احیا شود و به حالت اولیه باز گردد . اگر بخواهیم مثالی ملموس مطرح کنیم ، می توان به یک شکستگی سادۀ استخوان اشاره نمود . زمانیکه یک استخوان آسیب می بیند ، مستلزم این است که جا افتاده و گچ گرفته شود سپس مراحل زمانی را طی نماید . بعد از آن دوران ریکاوری یا نقاهت را پشت سر گذارد تا پس از چند ماه به حالت اولیه بازگردد . حال چگونه می توان سیستم بیوشیمیایی و ضد درد و ایمنی انسان را که بطور مثال 10 سال با مصرف مواد مخدر دچار رکود و اختلال گردیده با یک بیهوشی و تزریق انواع داروها در مدت کوتاهی به حالت تعادل درآورد .
در قسمت بعدی سخنان استاد به عقل و صور پنهان اشاره شد و به این نکته اشاره گردید که انسان یک پیامبر درونی دارد به نام عقل ، پیامبر اساساً کسی است که پیامی را ابلاغ می دارد و پیام نیز حقیقتی است که در چهارچوب کلامی بر بنیان هنجارهای راستین بیان می گردد . که همۀ آنها چه قوائد صور آشکار که با قوانین فیزیک و شیمی سنجیده می گردد و چه قوائد پنهان با پیامهای آسمانی تعریف می گردد همه مصداق تجربی و عینی دارد .
نوایی که از درون هشدار می دهد به منبعی اتصال دارد ورای بعد تفکر ما . اگر فقط به ما متصل بود ، مانند تفکر ما می شد نه عقل ما . چرا که تفکر اشتباه نیز می کند و به بیراهه می رود . به همین سبب عقل را دارای فر ایزدی قلمداد می نمایند . از اینرو می باید حکم عقل را در غالب فرمانروا کاملاً اجرا نمود .
بیدلی در همه احوال خدا با او بود او نمی دیدشُ از دور خدایا میکرد
نویسنده : دبیر لژیون – مسافر فریدون
طبقه بندی: دستورجلسات،
به نام یگانۀ هستی
یادآوری نخست استاد در مورد نظم این طور بیان گردید که می باید تفکر ما در نقطه ای جرقه بخورد که چرا قادر به حضور منظم و به موقع در جلسات نمی باشیم ، سخن اول و غایی کنگره نزدیک گردیدن به فرمان عقل است ، تا زمانیکه به جزئیات عمل ننماییم غیرممکن است بتوانیم به فرمان عقل برسیم . گوش بفرمانی یکی از شاه کلیدهای موجود است . ضمن اینکه باید بسیار از تفکر خود بهره جست ، در عین حال لازم است به راهنما مؤمن بود و گوش بفرمان . راهنما چراغ راه و نمایان گر راه می باشد ولی حرکت به عهدۀ شخص مسافر است . اگر از توان تفکر خود سود نبریم ، راهنما که نباشد ناتوان خواهیم گردید . افرادی که خواست ارتقاء دانش دارند در ادامه نمایان است که چه دگرگونی مثبتی می یابند .
اگر بخواهید به تمام نفوس بشریت خدمت نمایید ، می طلبد اول بخود خدمت کنید ، هر نفسی که پالوده و توانا باشد ، آن هنگام است که به سایرین تسری می یابد . شایسته و بایسته است برای هر فرد تازه وارد الگویی صحیح و کامل باشیم . اذعان می دارم روزهای اول تأسیس هر بنیانی ، بسیار حائز اهمیت می باشد چرا که شالودۀ بنا و ساختارها نیاز به استحکام بسیاری دارد . نیکو و مطلوب است اول برای خویش ودر قدم بعد برای آیندگان استادی کامل گردیم .
مطلب شایان ذکر بعد ، جهان بینی و معنای آن می باشد . براستی چگونه جهان را می نگریم ؟ به تعداد نفوس بشر روی کره خاک ، نوع نگرش موجود است . اما وقتی در ادامه جهان بینی می گوید فرق نگاه ، یعنی فرق نگاه انسان واقعی ، یعنی کسی که عینک حقیقت روی چشم دارد و قوانین و هنجارهای هستی را درست درک کرده است و بر بنیاد آن فکر می نماید .
حقیقت امر اینست که این جهان بینی از بدو امر تا بی پایانیها که در کنگره باشیم ، همه ، ما را به یک جهت سوق می دهد . نکتۀ مهم اینست که حس ، پایه و پایندان است ، نسبت به صوت و نور . بسیار حائز اهمیت می باشد که حسهای ما تقویت شود . همینطور که می گوییم حس اولین قوۀ بکارگیری عقل است توانا شدن عقل هم تنها مسیر برای توانا شدن حواس است و عقل را دانایی توانا می کند که خوراکش دانش و کسب آموزش است . تعاریف و مثالهایی که استخراج می کنیم ، جهانهای متداخل را از پرده برون می آورد . اگر بخواهیم سایه در سایه را مشاهده نماییم باید سایه اول کنار رود تا بتوانیم سایۀ بعدی را بنگریم ، یا باید معنای مطلبی را کشف نمود تا از آن به مطلب بعدی دست یافت .
برای کسانی که اهل تفکرند و خواست دانایی دارند ، قائده ایجاد مثال و تعاریف ، سبب ساز پس زدن پرده های مجهول می گردد . حواس تا درجه ای توان و معیار پالودگی دارند ، اما مد نظر ما در کنگره قدرت حواس پنهان است که پایۀ آن همین حواس ظاهر می باشد . اگر حسها بدرستی پالایش نگردد ما به احساس ، دریافت و ادراک درستی نخواهیم رسید .
در خاتمه نیز نیک است دانست که در تعریف جهان بینی اول احساس مطرح است و در پلۀ بعد دریافت و برداشت و در قدم غایی ادراک می باشد که عمیق ترین درجۀ احساس نیز می باشد .
نشوی واقف یک نکته ز اسرار وجود تا نه سر گشته شوی دایرۀ امکان را
نویسنده : مسافر فریدون – دبیر لژیون
طبقه بندی: جهان بینی،
